تبليغاتX
کی می رسد باران
...........................................................

...........................................................

...........................................................

چی میخوای بشنوی

هیچش نمونده که واست بگم

کفگیره زبونم بدجوری سرو صدا در آورده

اشکامم که گرفتی 

حالا با اساطیر و فلسفه و پست مدرن میخوای ازم اعتراف بگیری؟

مثل دادگاهی واست ساختم؟

.................................................

.................................................

.................................................

.................................................

حنجرم دیگه نمیکشه!

گلوم هم لج کرده

خوک ها هم عجب بهانه ی خوبی ساختند!

×××××××××××××××××××××××××

خش خش که از گوشت رد شد؟

قرص و شربت و خواب.....

من که زائرت نبودم

خوک های ما

همین جا

کنار دستمان

جزام بهمان میخورانند

و تو

درگیر دایره های دور خانه ات

منم درگیر دایره های دور اعصاب خواهرم

**********************

پس گوش کن

**********************

سبحانک یااله الاانت........

انی....

.......

کنت من

ال....

ظالمین

 

 

88/05/11 زینت سادات| |
 

از حرا تا کهف

...نشسته ام

....خوابیده

!!!یک شب که سیصد سال نمیشود

شاید برایم تار بتند

..یا کفتر بپرد تا امن باشد

امان از دست این تکنولوژی

صدای دینامیت وحی ات را نیمه گذاشت

!!!!!!!جیرجیرک مزاحم قرن بیستم

شیطان کنار دستم لم داده

سیصد سال را زور میزند تا کمتر پیر شود

کنار من بیخواب غار را به فحش میکشد

این هم باید شفا بگیرد

هبوط هم مسکن خوبی نبوده

غی کرده از تمرین زیاد خواب

.....................................................

....................................................

.....................................................

.....................................................

....................................................

استعفای من از این شعر با آبرویت بازی نمیکند؟

دوران پدرم مرهم میخواهد

!کوه که در نمی رود

....آدم ها بهش میرسند

این بچه ی سر به هوایت را هم اینجا خواب بازی یادش دادم

پس حواست را روی فشار خون های افتاده رها کن

..........بازی عددها

تاریخ تولدش هم پیر شده و افتاده

..چه رسد به فشارخون که همیشه لوس بوده

و تعبیرات من هم

 

 

88/05/08 زینت سادات| |

خدا رو کرده

روش نمیشه به دست گلی که آب داده چشم بندازه

روت رو برگردون"

با توام

خدایی که باش

"دادگاه ضابطه ندارد

.

.

.

"اتاق اعتراف"

چراغ رفت

 

"     "

برگشت

 

"     "

.....رفت

صبر کن ...فکر کنم "

یادم آمد....

نه! من که خدا شدم اینها عاشق بودند

از اولش...کی بود؟

حتما تقصیر روی گردنم باید بیافتد

اگر از اول منم بودم

قدیما....آره بودم وقتی عاشق شدن

سه تایی بودیم

غریبه بودن... خداشون بودم

عاشق شدن... خداترشون شدم

نصف اونا رو کندم

پرت کردم

....

هر جا

تنها....

با حسرت واسه هم بودن

حالا 

دعا کنن....

من خداترشون شم..

عاشق که شدم

"نصفشونو پس میدم

:حکم

پاک پاک

تنهاشون نذار

88/04/26 زینت سادات| |

اینجا هم آسمان رنگش همین است، همین که میبینی..... نه تو که نمیبینی  فقط میشود گوشت را تیز کنی تا صدا بهت برسد تازه اگر هک شده باشم روی سلولهای خاکستری بخش قشری مغزت.. آخر تفاوت عشق انسان و حیوان همین لایه ی قشری...... خیلی خوب من که نخواستم علمم را به رخ .. دایره های مشکی رخت اما دو دو میزند که درس میخوانم و اما ته دلت رخت میشویند از دورتر شدن "ما"یی که هرچه من ۲۰تر شوم کیلومترشمارش بیشتر میاندازد....کرمان هم برای خوشبختی که قولش را دادیم مثل یه آنتی بیوتیک قوی لازم بود تا من میکروبهای سرم را له کنم و نریسیدن را به دلم عین مغزم حالی کنم...

88/04/07 زینت سادات| |
از من انتظار نداشته باش تردید کنم

من در تو پنهانم

در آغوش تو

وقتی حتی سحرم با صدایت خوابم میشکند

ابلیس تو را با من چه کار است؟

تو که دلتنگم میشو ی

و مانعم

تا تنها برای تو باشم......

کاش قبر باران دیده ای را به نامم کنی

شاید از بابت سوال های سخت هم

تخت خیالم رها شود!!!!!!!!!!!!!!!!!

88/03/02 زینت سادات| |
فقط اگه عاشق نمیشدی همه چیز رو به راه بود... امروز این همه جات خالی نبود تا من اشتباهی صدات کنم که خودمم ندونم واسه چی هرکسی جز تو برام غریبه است وقتی واسه دلتنگیام دنباله بهونه میگردم! 

آخه خودت کاسه و کوزه رو با دست خودت ساختی و آخر همه اش سر من شکسته شد و  من هم شدم "دخترا همه مثل همن".

حالا هر وقت میخوای میای و تنهایی هاتو میذاری رو کولم و من که قول دادم فقط گوش کنم تا هر دو تامون لااقل به یه آرزومون برسیم......آخه یادم نرفته تو ازم خواستی هرطور شده خوشبخت بشم و....................

88/02/18 زینت سادات| |
دیشب خدا را شنیدم دلتنگم بود

باور میکنی؟!

"خدا"یی ام عالمی دارد!

88/02/03 زینت سادات| |
دلم واسه "زينت خانوم خودمون" تنگ شده، نه كه فكر كنيد از "خود"م تعريف ميكنما! اما جاش خيلي خاليه، آقا حبيب شمام نگو كه دلت هواشو نكرده من كه ميدونم تو "زينت خانوم" خودتو از ني ني ما هم دوست تر داشتي،مگه نه؟ نميدونم اين دختره سر به هوا اين روزا كجا گذاشته رفته؟! خيلي پي اش رفتم، حتي تو وبلاگ شمام نبود راستي وقتي ميرفت نگفت كجا ميره؟ نگين بي خبر رفت كه ازش بعيده......... آره خوب يهو شد همه چي... يهو بزرگ شدم، يهو دانشجو شدم،يهو از ليكستانا خط خوردم(نه خوب آبجي خانوم ميدونم هي يادت ميره لينكم كني)و...خيلي يهوهاي ديگه..

ولي اين ني ني سر به هوا چنروزيه يواشكي داره سرك ميكشه تا زهره رو ببينه(آخه قد حبيب كه بلنده) حالا ميشه "زينت خانوم"ه بياد بازم يهو تا براتون بشه همون ني ني زينت دوست داشتني؟؟!!!

88/02/03 زینت سادات| |
فقط همین معنی اسمتو یدک میکشی، آره..... میدونم خودت خواستی برگزیده باشی... مهر المثنی اون سه جلد لعنتی رو  نامرئی زدی تا من رو مسخ کنی و بهونه بگیرم، بهونه ی خاله بازیای بزرگونه رو که توشون املت دسپخت مامان با رب گوجه غذای دو نفره ی خوشمزش باشه.... بعد هم از قلبم کلک بخورم که الکی قول میده تا بهت میرسه هوس نکنه " و القیت علیک محبت منی " رو پچ پچ کنه! ................................ این خواننده چی میگه که اشکاتو هدر نکن؟؟؟؟؟؟؟؟ اینا مال حساسیت بهاره که بعضی وقتا چشام خیس میشه از خاطرات شیطونی تو! که وقتی مغزم رو میتکونم دلم میسوزه واست که خودخواهیات منو از سهم زندگیت خط زد!
88/02/03 زینت سادات| |

   Keep your whispers for yourself

  perhaps some time you need them to make you hidden                                                                                       

let me tell you sth 

make yourself underestand that

anyone

in anywhere

must have sth as a mystery

even this language might be my secret

That is a RULE

                                                                               

88/02/03 زینت سادات| |

<

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس