تبليغاتX
کی می رسد باران
تو نمی آیی و من این همه خاکی شده ام
امروز چهارشنبه بود

و من بد بودم

کاشی های پیاده رو را دو تا یکی شمردم

کفش هایم را با پاچه ی شلوارم واکس زدم

و ذوق زده شدم

از دیدن سکه ی دو تومانی در جوی اب

 

   من امروز کمی گیج بودم

احساس کردم قدم از روزهای پیش کمی بلند ترشده

سرفه می کردم ،بستنی عروسکی لیس می زدم

شیشه ی اتوبوس تب کرده بود تا من نبینمت

اما تو...........!

شاید چون قدم بلندتر شده بود

نور زرد لامپ هم ..

چشمم را زد

باتری ساعتم تمام شد

اتوبوس گرم بود،دستم خیس شد

دو دایره ی همیشه سیاه

فرشته ی سمت چپ این بار؟

 

   امروز چهارشنبه بود

و من یلدا را در وسط اسفند حس کردم

من بدتر شدم

وچرا چهار روز ازشنبه گذشته بود؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 16:12  توسط زینت_ط | 
 

Oh, I got Dirty Feet

I can't get them clean

I got Dirty Feet

If you know what I mean,

I been too long

Scufflin'in the dirty street

I come away with Dirty Feet

I got Dirty Feet

And I ain't proud of ' em

Dirty Feet

But I can't step out of ' em

I might mess up your

Nice clean sheets, pretty baby,

What my Dirty Feet

Got Dirty Feet

From livin' like I'm livin'

Got Dirty Feet

From takin' what's been given.

You got a mind that's tender and sweet

And I'm a stranger with Dirty Feet.

I got big Dirty Feet

They're still growin'

Got Dirty Feet

And they keep me goin'

If the earth had a haert, I could feel it beat

Through the bottom of my Dirty Feet.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 16:7  توسط زینت_ط |